هفت قدم تا تــــــو

 

اینجا مُرده ...

بوی تعفنش همه شهر رو گرفته اینجا فرشته ای به سراغ روح ها نمیاد.

کصافتهای بال دار پیام خوشبتی مرگ و تعفن رو به یکی هدیه کردن.

اینجا مُرده ...

مثل عشقی که هتا اگه با ننوشتن توی این وبلاگ همه رو محو خودش کرده بود.

هه :)

شاید خیلی چیزا لیاقت می خاد .. شاید من لایقت تو رو نداشتم.

بعد از یک سال و بیست و سه روز دردناک

جسدت رو که بوی اون همه شهر رو خبر کرده بود رو خاک کردم.

می خواستم بگذارم واسه کفتارهای شهر

اما اونها دهنی آدمهای کفتار صفتی که زن دیگرانُ می دزدند رو هتا بو نمی کشند!

 

____ پ . ن تلخ ____

اینجا فقط دونفری به روز می شد. حالا که جفتم نیست.

حالا که عِشق مُرد..

میتونید اینجا پیدام کنید

www.black.mihanblog.com

 

عمو سی آ

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/۱۱ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ توسط هفت دیدگاه () |

زادروزت را در اتاقم جشن می گیرم. خودت که نیستی اما عکس چشمانت را روبرو به نگاهم می گذارم تا شاهد باشد که سخت خوشحالم.

زادروزت را ستاره های آسمان جشن می گیرند. تو که دیگر نگاهشان نمی کنی. تو که دیگر به هیچ چیز نگاه نمی کنی. تو که دیگر عشق را فراموش کرده ای. اما من به میهمانی شان می روم و با شعرم خورشید نگاهت را مهمانشان می کنم

( بماند که خورشید غروب کرده  تنها زخمشان را نیشتر می زند)

 

تو زاده می شوی

آفتاب طلوع می کند

 

چشمهایی به روز خیره مانده اند

شب فرا می رسد

 

چشمهایم به تو خیره مانده اند

در شبها و روزهایم...

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/٥ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط هفت دیدگاه () |


Design By : S <3 A

Design