هفت روز عاشقی

 

بعید نیست…
شاید من هم به راز عجیب دوستت دارم پی ببرم…

به سادگی این کلمات خوش باور…

من از هزار راه نرفته به این جا رسیده ام…

از عبور غربت واژه ها تا شکفتن در باد…

من پچ پچ کلمات را با بند خواب گره زده ام…

از کلمات هرزه ی بیشماری گذشته ام…

از ازدحام واژگان روسپی تا نشستن در آینه…

من راز علاقه و نفرت اين واژگان بی آبرو هستم...
آشنای همین حکایت دیروز و فردای شما…

من آمده ام با شما در هر کجای این جهان خوش باشم…

حالا کم کم دارم راز این کلمات صمیمی را می فهمم...چ


هی... لولی بربط زن
تو مست تری یا من؟

  

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/٤ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ توسط هفت دیدگاه () |


Design By : S <3 A